
-مونیکا؟ -نه ، مونیکا صدای بچه گانه ی خجالتی آمیخته با مقادیر زیادی لوسی اش به سختی از حنجره اش خارج میشد تکرار کردم -مونیکا ؟ درحالیکه مرتب از این پا به اون پا میپرید بلند تر گفت "رونیکا " -چند سالته رونیکا ؟ -نمیدونم -اسم خواهرت چیه ؟ -مونیکا دختر بچه ی بزرگتری رو توی چارچوب در خونه اشون دیده بودم چند دقیقه پیش که تا چشمم بهش خورد به سرعت در رو بست و بنظر میومد در رفته. زن همسایه ی روبرو میگفت دختر بزرگتر مدرسه میره و این یکی مهد کودک. زن 10 سالی از زندگی مشترش میگذشت و ظاهرا اصالتش کرد بود و خانواده اش به دلایلی نامعلوم ساکن یکی از شهرستانهای همجوار ...
ادامه مطلب