ترک شیرینی - تاریخ: 1400/11/26 ساعت: 22:19
ترک شیرینی بعد از ازدواج کلیییی وزن اضافه کردم کلیییی ها
خونه ی من - تاریخ: 1400/11/26 ساعت: 22:19
من نوشتن در فضای مجازی رو از اینجا شروع کردم انتشار کلماتم رو توی صفحات سیاه قالب این وبلاگ دیدم ارتباط با خواننده هامو توی کنترل پنل نظرات این پلت فورم یاد گرفتم اینجا خونه منه خونه ی ۱۳ ساله ی من شوخیه مگه؟ ۱۳ سال رشد و نمو من اینجا لابلای اتاقای رنگی رنگی این خونه صورت گرفته .... من هنوزم متعلق ب...
خونه ی من - تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 6:47
من نوشتن در فضای مجازی رو از اینجا شروع کردم انتشار کلماتم رو توی صفحات سیاه قالب این وبلاگ دیدم ارتباط با خواننده هامو توی کنترل پنل نظرات این پلت فورم یاد گرفتم اینجا خونه منه خونه ی ۱۳ ساله ی من شوخیه مگه؟ ۱۳ سال رشد و نمو من اینجا لابلای اتاقای رنگی رنگی این خونه صورت گرفته .... من هنوزم متعلق ب...
حباب امن خودساخته - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 23:50
یادم رفته بود که چقدر محیط اینجا برای منی که انقدر در درونم غوغا بپا میشه وقتی اطرافم ناآروم باشه ، امنیته.اینجا مثه سر فرو کردن توی لاک خودمه.از قیل و قال دنیا در امانم.... نه خانی میاد نه خانی میره.
جمع کردن وسایل سفر - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:55
تا 4 صبح بیدار بودم یه لیست بلند و بالا نوشتم از ملزومات سفر و هی درشون میاوردم و میچینمشون جلوم موسیو یه چمدون کوچیک گذاشت جلوم و گفت " عزیزم تمام بررسی از مرجع وسایل طبق کپی رایت جفتمون باید توی همین فضا جا بشن " و شونه بال
تبریز ، شهر زیبایی ها - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:55
یکشنبه بعد از صبحانه وسایلامونو جمع کردیم و برای پارت آخر بررسی از مرجع تبریز طبق کپی رایت گردی حاضر شدیم بامزگی ماجرا این بود که این پارت رو از روز اول سفر میخواستیم اجرا کنیم که هربار به بهانه ای به تعویق افتاد هممون از اول
کلیبر - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:55
از لحظه ای که رسیدیم تبریز کسی نبوده که مامان برنامه ی سفری که چیده رو بهش نگه و ازش نپرسه نظرتون راجع به این جاها چیه و بنظرتون آیا برنامه ام خوبه ؟روزی که برنامه رو برای من تشریح کرد ، من حتی نمیدون
اردبیل - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:55
۱۱ سال پیش که اومده بودیم اینطرفا ، حسابی بررسی از مرجع اردبیل طبق کپی رایت رو دیده بودیم و اینبار قرار بود تنها نظاره گر تغییرات کلی شهر باشیم ساعت ۶ عصر ، خیلی خسته و کوفته رسیدیم بررسی از مرجع اردبیل طبق کپی رایت . تا ساعت ۸ فقط استراحت کردیم . بعد من
بازگشت به روال معمول زندگی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:55
بررسی از مرجع بازگشت طبق کپی رایت به روال بررسی از مرجع معمول طبق کپی رایت بررسی از مرجع زندگی طبق کپی رایت بعد از یه سفر تابستونی یکم زمان بره یکی دو روز اول خستگی راه حرف زیادی داره برای گفتن .درکنارش برگردوندن تمام منقولات سفر به حالت اولشون هم حوصله و انرژی خودشو میطلبه که اگه
شما چیکار میکنید؟ - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:55
انقد این روزا اطرافم پر شده از اتفاقات ناگوار که علی رغم میل باطنیم سخت میتونم گرد نگرانی و دلمشغولی و ناراحتی رو از افکارم کنار بزنم و به چیزای خوب یا معمول بپردازم. مثلا بگم ، این روزا از گرمای هوا
ایجاد روابط دوستانه - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:55
بزرگ کردن دایره ارتباطات برای من همیشه یکی از چالش برانگیز ترین بخش های زندگیم بوده و هست .همیشه تلاش کرده ام در عین حال که در برقراری ارتباط، آدم راحتی باشم ، دوستیامو گلچین شده پایه ریزی کنم و حریم
آسمان صاف پرستاره - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:55
چراغها رو خاموش کردیم و توی سکوت شب خیره شده ایم به نقاط روشنِ ریز و درشت آسمون که بیشتر و بیشتر میشن .از سرما میپیچم لای پتو و به صدای گرگهایی که در دور دست زوزه میکشن و متعاقبا سگ هایی که پارس میکنن
سال تازه ... زندگی تازه - تاریخ: 1396/11/13 ساعت: 8:22
سال تازه ... زندگی تازهسه ماه منتها به پایان سال گذشته ، ملغمه هایی بودن از شلوغی ، پرکاری ، شور و شعف ، غم و غصه ، خوشحالی ، ناراحتی ، خستگی و خستگی و خستگی و ناامیدی و ...تا 1 هفته قبل از عروسی حال جسمیم در حدی رو به افول بود که کز میکردم یه گوشه و زار زار گریه میکردم خستگی زیاد امونم رو برید ه بو...
ترای جمینال - تاریخ: 1396/11/13 ساعت: 8:22
 در اولین ساعات بازگشت ازسفر عسلگونمون متوجه واقعیت مهیبی شدممن در ايام خوش ماه عسل ، دست در دست يار و پهلو به پهلوي اون خيابانهاي مملو از درختان مركب رو شلنگ تخته مي انداختم و عطر بهار نارج رو با قدرت وارد ريه هام ميكردم و از خاطرات سالي كه گذشت و سالهاي قبلش و دوره ي طولاني آشناييمان حرف ميزدم و ب...
18 کیلو - تاریخ: 1396/11/13 ساعت: 8:22
18 کیلوکی باور میکنه ؟اونم تو کمتر از یه سالهووووووووففففففففففامروز بالاخره بعد از یه سال تصمیم گرفتم برای این روند مزخرف افزایش افسار گسیخته وزن یه حرکت مثبت انجام بدم اونم به لطف زن همسایه دیروز برای اولین بار رفتم خونشون ینی جند روز پیش کلی کیک خفن طور درست کرده بودم که بردم در خونشون و همونجا س...
حق ندارم ... - تاریخ: 1395/10/2 ساعت: 1:25
مرد همسايه فوت كرد يه شب سرد و بي رحم بود و من تنها بودم و به عادت هميشه براي جبران تنهايي و تسلط به خونه وسط هال رختخواب پهن كرده بودم و تازه داشتم وارد عالم خواب ميشدم كه با صداي شيون و جيغ و داد هاي پياپي بچه هاش كه يكي يكي خودشون و به خانه ي پدري ميرسوندن و يواش يواش خيابون رو پر ميكردن از جام پ...
همسایه - تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 5:11
-مونیکا؟ -نه ، مونیکا صدای بچه گانه ی خجالتی آمیخته با مقادیر زیادی لوسی اش به سختی از حنجره اش خارج میشد تکرار کردم -مونیکا ؟ درحالیکه مرتب از این پا به اون پا میپرید بلند تر گفت "رونیکا " -چند سالته رونیکا ؟ -نمیدونم -اسم خواهرت چیه ؟ -مونیکا دختر بچه ی بزرگتری رو توی چارچوب در خونه اشون دیده بودم...
... - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 7:28
بی هدف لابلای وسایلام چرخ میزنم و پشت فاکتور یه سری خرت و پرت بیخخود عدد و رقم ثبت میکنم و با هم جمع شون میکنم خسته میشم ، پناه میبرم به صفحات وب و اپلیکیشنای گوشیم حوصله ندارم ...خسته ام یه دلخوری عمیق توی دلم ورجه وورجه میکنه ناخودآگاه میگردم و کینه های قدیمی رو تازه میکنم و دلمو آتیش میزنم چشام م...
يادم نمياد - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 7:28
u200eچقدر بايد تقديم كنم ؟ u200e١١٥ تومن ميشه خانوم u200eميشه كارت بكشم ؟ u200eالبته u200eكارتو ميدم به مرد ميانسالي كه نشسته پشت پيشخون صندوقه u200eميپرسه "رمز ؟"u200eرمز؟ نميدونم .... صفحه ي خاطراتم سفيده ...u200eبا دستپاچگي و درحاليكه از خجالت اشك توي چشمان خلقه زده ميگم " يادم نمياد " u200eسرشو ...
تنها نيستم - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 15:38
آدم ضعيفى نيستم ياد گرفته ام نباشم احساساتى ام ولى ياد گرفتم احساساتمو بيخود خرج نكنم بچه تر كه بودم ، شايد تو سنين پر بحران نوجوانى ، مامانم يه بار نشوندم روبروش و از ارزشهاي فردى و احساسيم گفت ميگفت اين احساس انقدر مقدسه كه هر كسى ارزش داشتنشو نداره نميگم هميشه به ارزش آدمايى كه فك كرده ام ميتونن ...

برچسب‌های مرتبط

حق عاشق شدن ندارم | همسایه به انگلیسی | همسایه ها | همسایه جهنمی | همسایه ها احمد محمود | همسایه جهنمی 2 | همسایه آقا | همسایه بغلی اکسو | همسایه ها سریال | همسایه های افغانستان